تراوشات یک مغز خالی
اینا نوشته های بی سر و ته یک مامان پر مشغله ست
انشای تابستانی : تعطیلات خود را چگونه خواهید گذراند؟ ما قرار است در دومین هفته از این تابستان شیرین , با سر و کله و دست و پا و هر جای دیگر موجود از بدنمان به سوی شهر عزیز و دوست داشتنی مشهد بشتابیم , اخر ما کارهای بسیار مهمی برای انجام داریم. و باید عقده های این مدت دوری و نبود جنس مونث در اطراف خوندمان را با هر وسیله ای پر کنیم... و میدانیم که خیابانهای مشهد بی صبرانه منتظر ورود ما هستند تا با دقت کافی انها را متر کنیم ,مبادا در این مدت کم و کاستی پیش امده باشد... البته خبر بسیار بسیار مهم و اصلی که از ماهها پیش ما را به ذوق اورده و به جنب و جوش واداشته, یک مجلس عروسی باشکوه از نوع عروسی خواهر جان میباشد که قرار است باز هم به همان دلیل قبلی یعنی عقده گشایی, از اول مجلس تا انتها ,همان وسط بنشینیم و بقچه عقده هایمان را باز کنیم تا همه عزیزان فیض کافی ببرند... از انجایی که ما انسان بسیار ورزش دوستی هستیم و الان چیزی حدود 2 سال است که پای مبارکمان به هیچ گونه استخر و حوضچه و .. باز نشده, قرار است روز در میان به امر خطیر شنا بپردازیم...ولی نمیدانیم این ندای درونی از کجا می اید که هی به ما می گوید: ******** خلاصه این که در یک تور یک روزه زیست خاور گردی هم ثبت نام کرده ایم که مبادا مغازه ای کم یا زیاد شده باشد و ما بی خبر مانده باشیم.. در ضمن قرار است دلی از عزای سیب زمینی سرخ شده های کافی شاپش هم در بیاوریم.. از دیگر اهداف بسیار مهم و حیاتی ما در این سفر علمی,فرهنگی,تفریحی و ... سینما رفتن است... چون مطمئنیم که متصدیان فروش بلیط در سینماهای مشهد ( افریقا و هویزه ) بسیار دلشان واسه مشتری دائمی سابقشان تنگ شده... از انجایی که ما انسان بسیار شریفی هستیم و دلمان نمیخواهد کار و کاسبی ملت کم و کاستی داشته باشد, به شدت خودمان را موظف میدانیم که حداقل هفته ای 2 بار سری به کافی شاپ مورد علاقه مان بزنیم و فقط از روی اجبار اسنکی بخوریم و ثواب کنیم...بالاخره برای ان دنیا هم باید ذخیره ای داشته باشیم یا نه؟!!! و این را هم میدانیم که با رفتنمان جمعی خوشحال و شاد میشوند...پس ما ادم بسیار خوبی هستیم... ******** این بود انشای تابستانی ما... ************ پ.ن : دوستهای گلم اگه با امام رضا(ع) کاری دارید بگید تا برم دو دستی بچسبم به حرم و حاجتتون رو بگیرم...![]()


